گفتگوی خبرگزاری ایسنا باصادق کریمی
خبرگزاري دانشجويان ايران - اهواز
سرويس: فرهنگ و ادب
يك شاعر گفت: در ادبيات عدهاي به دنبال پر كردن وقت خالي خود هستند اما آنان كه اندكاند و از شكاف كوه فرود ميآيند پيامبرانه بازميگردند.
صادق كريمي در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در خوزستان بيان كرد: هر چند مردم و ما واقعا شعر را از صميم قلب دوست ميداريم؛ چه كنيم كه از بامداد تا شامگاه به دنبال قوت لايموتيم و آنان هم كه اندوختهاي دارند اصلا به دنبال اين مسايل نيستند و به دنبال دور دنيا در 80 روز هستند.
كريمي خاطرنشان كرد: هر انساني در عصر مدرن و پست مدرن شناسنامهاي است از تبار ملي و هويت تاريخي خود منتهي زبان بيان آنها با هم متفاوت است. براي يك انسان مقيم روستا با آن تكلم شيرين ايلياتياش جهان و مركز جهان همان روستا است با دشتهاي سبز و دختران ايلياتي كه لباسهايشان را به جويبار ميبرند و صداي دستمالها و دهلهاست که از دور به گوش ميرسد اما براي انساني كه در آپارتمان های غارگونه در كلان شهرهايي چون اهواز زيست ميكند همان آپارتمان برای او مركز جهان است. يعني برحسب تنوع در زيست انسان، نوع تكلم و ادبيات گفتاري آنان متفاوت است.
او افزود: بنابراين هر كدام از اين لایه های اجتماعی و دستهها بر اساس اقليم و جغرافيا به ادبيات مينگرند. ترانههاي بختياري {با آن موسيقي غمنواز مرحوم بهمن علاالدين} از همان ظرفيت بالايي از لحاظ ديداري و شنيداري براي يك مخاطب عام در روستا برخوردار است كه ترانههاي پینک فلويد براي آدم مقيم در مركزکلان شهر.
وي خاطرنشان كرد: سرمايهداري ميآيد و شعر را مكانيسم تبليغات تجاري خود ميكند. در اکثر تبليغات تلويزيون ميبينيم كه شعر ابزاري ميشود براي فروش پفك و چيپس. آيا كاركرد شعر در زمانه حافظ همان كاركرد فروش چيپس را داشت!؟
كريمي گفت: ميبينيم كه مردم گرفتار چند شغل براي سير كردن شكم خود هستند
." ظهر كه برميگردم خانه
تكههاي وجودم
به زور به هم چسبيده ميشوند. "
اين شاعر ادامه داد: بنگريد به " هويت چهل تكه " داريوش شايگان...........................
......................................... آيا شاعري كه زيست شاعرانه داشت و حتي آنگاه كه شعر نميسرود شاعر بود؟ چقدر جامعه آزاد از مرحوم سيروس رادمنش و آثارش استقبال كردند. او خود فدای شعر شد اما شعر براي او چه كار كرد؟
كريمي عنوان كرد: آيا مردم كتابهاي شاعران را ميخرند؟ به جرات ميگويم حتي كتابهاي شاملو هم روي دستها مانده است. مردم آن گاه براي ادبيات و شعر حرمت قايلاند كه اول قوه هاضمه و گوارششان تامين شود.
او گفت: خودمان را گول نزنيم. هر چند ما ملتي حافظ دوست و سعدي پروريم اما چه كنيم كه حافظه تاريخي ما هميشه به نسيان سپرده ميشود و آن غول سياه ازلي خود را در ساحتهاي متناوب بازتوليد ميكند.
اين شاعر تصريح كرد: شعر ميترائيك در ايران ميخواهد كه حافظ ملي و تاريخي خود را همچنان استوار نگه دارد همچون قهرمان البرزکوی وکوه المپ.
انتهاي پيام
کد خبر: 8707-00716
