سيروس رادمنش هم به پرواز درآمد/ / رامين يوسفي
http://www.shereno.com/news2.php?id=4587
سيروس رادمنش شاعرشعر ناب هم از ميان مارفت، تا به هم پروازانش بپوندد:به نيما،شاملو،سهراب ،فروغ،اخوان،قيصرامين پور،عطار،حلاج،مولانا،حافظ وسعدي ۱۷...
شهريور/1387اميد حلالي سردبيرهفته نامه ي فرهنگ جنوب و از دوستان حلقه ي ميتراييك از اهواز ،با صداي بغض آلود از آن سوي تلفن گفت:رامين خبر ناگواري برايت دارم.سيروس هم...بچه ها را خبر بده براي مراسم روز پنج شنبه.چه برمن گذشت ومي گذرد؟!خدا مي داند.
سيروس رادمنش در كارنامه ي شعري خود سروده هاي بسياري دارد .شاعري كه شعر مي گفت وحتادر قيد چاپ كتابش نبود:
مقام
كيست آنكو به راستي ي پوستي در سرما...؟
دوكي كه اَبران تابستاني را مي تَند تُند،!
و علم نشاني
نيست؟
•••
پس ـ در مزان و بپوشم
علف صحرا!
•••
عِطر تراشه هاي تازه ي دوك
كه به سختي
اشارتي زمستانيست
•••
سَره گر كني
در ديد و مَخند و مَنديدن
دجله ي مفارقت
آينده بود
رود جدايي
رونده بود...
•••
- اكنون ، بانوي كِميژ ه موي
هم با راست
هم با سياه تو
برابر خواهم بود.
سيروس رادمنش ،آريا آريا پور،هرمز علي پور يارمحمد اسدپور وسيدعلي صالحي تحت تأثير شاعروعارف بزرگ شعر ايران هوشنگ چالنگي وبا حمايت منوچهر آتشي پنج ضلعي «شعرناب»را درتاريخ شعر معاصر ايران بنيان نهادند.«هوشنگ چالنگي يكي از شاعران مطرح واثر گذار ودر عين حال منزوي موج نو بود كه بعدها وجودوحضورش در جنوب ايران ،در دهه ي پنجاه ،باعث پيدايش جرياني از موج نو به شعر ناب شد،جرياني كه پايگاه اصلي آن در مسجدسليمان – حوزه ي نفوذ شعر او-بود.» (تاريخ تحليلي شعرنو/شمس لنگرودي/جلد 3/ص597/چاپ دوم اسفند1378/نشر مركز).شاعران ناب در عرصه ي شعر ايران اثبات نمودند كه استعداد سرودن شعر را دارند.آنان اشعاري را سروده اند كه در نوع خود واقعا ناب است.من همواره يكي از منتقدان جريان ناب بوده ام ودر گپ نوشته ها(مصاحبه ها) ومقالاتي كه در نشريات انجام داده ام ديدگاه خود را در اين باره سرودن ها نوشته ام.اما نمي توان به سادگي از جريان شعرناب گذشت.بر تپه اي كه مرگ هايم ايستاده اند/ماه از پيشاني گريه بر مي آيدو/افسوس/كه برنخاع جهان/دشنه هم شفاي آخرنيست...»(آريا آريا پور)،«بگذار /مهربانتر از ياد روم/كه اينجا در كنارخاموشي من /هزار ناله ي غمگين/مي رويد/ازگلو...(يارمحمداسدپور)،«به چرخشي كوتاه/ببين كه مرده ام بر اسب/با نفس هام /خشكيده در بوي خيس يال/گاو زباني براسبم بگذار وگورم را /بپوش از سم هاي پي گرد...»(سيروس رادمنش)،«ميل مرگي عجيب در من است/مثل شباهت سين به اصوات سادگي/مثل شباهت زندگي به نون والقلم...والكاف/مثل شباهت پروانه وپري ...(سيدعلي صالحي)،«پس گردونه اي /از آتش/و اسباني از نقره وگياه /وهركجاي آسمان را بخواهم/قلمرو دل مي سازم.»(هرمز علي پور).استعداد اين شاعران موجب شد تا شاعران ومنتقدان بزرگي چون :رضا براهني،محمد حقوقي،فيروزه ميزاني،بتول عزيز پور،احمد كريمي حكاك،فرامز سليماني ،محمد علي سپانلو،محمد مختاري،شاملو...به آنان بپردازند:«شعر رادمنش سفري است طولاني در اتوماتيزاسيون بي شكل.اشتباه نشود ،اين «اتوماتيزاسيون»ربطي به سور رئاليسم ندارد...»(گزارش به نسل بي سن فردا/رضا براهني/ص190/چاپ اول 1374/نشرمركز).محمد حقوقي نيز در كتاب «حد همين است»چنين آورده است:«...وخط سوم،خط شاعران جوان وجوان تركه ميان 20 و40سال بيشتر دارند كه همه بعد از انقلاب شناخته شدندچه آنها كه سابقه داشتند وچه آن هايي كه بي سابقه ي شاعري بودند.همچون شمس لنگرودي،سيدعلي صالحي،تقي خاوري...سيروس رادمنش.»(حدهمين است/محمدحقوقي/ص194/چاپ اول:1381/نشرقطره).درست در زماني كه همه خوانندگان نسبت به شعرنو نااميد شده بودند ومحمد حقوقي در مصاحبه اي كه با جلال سر فراز داشت وعنوان نمود كه:«فاتحه ي خيلي از شعراي ايران خوانده است.»شعر ناب با حمايت هاي هوشنگ چالنگي ،منوچهر آتشي وحتا تلاش هاي دلسوزانه ي اسماعيل نوري علاء توانست قد علم كند ونظر خيلي را نسبت به شعر نو فارسي تغيير دهد:«درسيصد وسومين شماره ي مجله [تماشا]بود كه منوچهر آتشي سه شعر از آريا آريا پور تحت نام شعر ناب يا موج ناب چاپ كرد وبا حمايت پرشور وآگاهانه از اشعار او،موجي كوچك اما چشمگير در تصحيح موج نو،به راه انداخت.وشعر ناب ،شكل موجز وپرداخت شده ي ديگري از موج نو بود كه ظاهرا شعر حجم وشعر تجسمي (پلاستيك)نتوانسته بودندجوهره اش را از رنج غموض واغتشاش معنا نجات بخشند.پيشتر – در مهرماه سال 1351- ديده بوديم كه چگونه اسماعيل نوري علاء،براي نجات اين موج از راه ِ پرتِبي حادثه ئي كه در آن فرو رفته بود،صفحه اي به نام «كارگاه شعر»در فردوسي داير كرده ...وموج ناب از بطن چنين فضاي بي حرمت وهرزي ،از بقاياي رها شده ي انواع موج نو(موج نو،شعرحجم،وشعرپلاستيك)با شعر چند شاعر جوان پيدا شد،شاعران جواني كه عموما اهل مسجدسليمان وتحت تأثيرهوشنگ چالنگي...(تاريخ تحليلي شعر نو/شمس لنگرودي/جلد چهارم/صصص426-427-428/چاپ دوم:اسفند 1378/نشرمركز).جريان ناب رفته رفته شاعران بسياري را به خود جذب وجلب نمود وبه نوعي مي توان گفت كه همه ي شاعران آن دوران موج ناب را ستودند وعده ي بي شماري از آنان نيز شعر هاي ناب زيبايي از خود به يادگار گذاشتندكه همايونتاج طباطبايي ،محمد مهدي مصلحي ،فيروزه ي ميزاني ،جمشيدچالنگي (گوينده ي راديو فردا وصداي امريكا)،ملك شير مردي ،عليمراد موري ،همانيك انديش ،مهين خديوي ،قاسم آهنين جان،بتول عزيزپور،ميرزا آقا عسكري...تني چند از آن بسيارانند.سيروس رادمنش وفيروزه ي ميزاني نقش تعيين كننده اي را در تثبيت شعر ناب بعد از آن بزرگان برعهده داشتند.بعدها سيروس نظريه پرداز شعر ميترايسم شد .شعري كه با داشتن وتكيه بر عناصر ايراني واصرار بر مولفه هايي چون :طنز،تاريخ،جامعه شناختي ،تراز زبان وموسيقي در شعر،اسطوره... تمام جنبه هاي مثبت شعر پيش از خود، منهاي ابتذال در زبان دانش آموزان كارگاه شعر براهني وشعر ده ي هفتاد،را گرفت تا بار ديگر اميد و طراوت را به شعر نو باز گرداند وكارگاه و گارآگاه بازي ها سبب شد تا سيروس نيزبه پايتخت نشينان اين گوشزد را بنمايد كه يكبار ديگر قلب شعر در جنوب شروع به تپيدن كرده است.او با برنوشت هايي بر شعرهاي :اميد حلالي ،رامين يوسفي،صادق كريمي وبعدها رضا بختياري اصل،حلقه ي ميتراييك را در هفته نامه ي «نداي بهبهان»به تاريخ31/شهريور/83 بنيان نهاد :«كارهايي را كه مي بينيد،از مضاميني بهره ورند ،كه در شعر امروز ايران ،كمي تازه تر مي نمايد.بدين جهت كه شكل هاي نو قدمايي اش – مثلا – طاهره صفار زاده را ديده ايم. گشت هايي در لابيرنت هاي «مينيوتور»دنياي مدرن و دنباله ي حافظه «ملي»خود گشتن،البته دراين گشت هاكارهايي نيز بوده كه يكسره برخواستي يكطرفه وجغرافياي يكسويه اصرار ورزيده-البته با شكوه هم – مثل آن حماسه هاي معروف جعفر كوش آبادي ومنصور برمكي...». رادمنش ،با اين حركت موافقان ومخالفاني پيدا كرد،اما او همچنان بر نظريات خود در باه ي حلقه ي ميتراييك اصرار مي ورزيد.حلقه اي كه اكنون به صورت يك جريان وجنبش ايراني در تمامي عرصه هاي هنري رخداده است :در نمايشنامه ونقاشي وسينما وموسيقي ...وهدفش نوعي گفتمان با حوزه ي تمدني ايران باستان است وتاريخ وادبيات معاصر ايران وجهان آنهم با بهره گيري از دانشبانك (اينترنت)ورايانه ها.تاكنون شاعراني چون استاد كاظم كريميان ، سيد علي صالحي، مسعود احمدي،دكتر عزت الله قاسمي...در مورد اين جريان در مصاحبه هاي مطبوعاتي خود اظهارنظر نموده اند.استاد كاظم كريميان در كتا ب خود با عنوان :« سير تحول در شعر امروز ايران» اين جريان را در كنار ساير جريانات شعري معاصر از نيما تا شعر هاي دهه ي هشتاد بررسي و ثبت نمود ه است .اين شاعر ومنتقد درقسمت شعر هاي دهه ي هشتاد در مورد شعر هاي شاعران ميتراييك چنين مي نگارند:«حلقه ي ميتراييك را كه نوعي باز سرايي و باز آفريني مفهوم ايرانيت وهرآنچه ايراني وطني است ،توسط سيروس رادمنش بر شعر شاعران...»(سير تحول در شعر امروز/خاصه ها وشناسه هاي رفتاري/استاد كاظم كريميان/ص183).آيا جنبش ميترايسم با همه ي اصرار ورزيدنشان بر عناصر ايراني، با توجه به شرايط جهان كنوني در شعر با مرگ سيروس به پايان مي رسد؟! ويا نه، اين جريان توسط خود شاعران حلقه اي كه اكنون فراگير شده است رهبري خواهد شد وشارحان ومفسران ومنتقداني نيز در آينده به آنان خواهند پيوست و آنان را ياري خواهندنمود؟!ميترايسم يادگار سيروس رادمنش وتلاش ياراني ست كه خرد جمعي ايراني را با خويش به همراه دارندوباشناخت و پشتوانه اي كه ازعناصر شعر ريشه دار ايراني پيش از خودهمچون:نيمايي،سپيد،شعرحجم ،موج نو،موج ناب،گفتار...دارندبسان ساير عناصر ايراني با زندگي خويش ادامه خواهد داد.سيروس در زندگي اش هر كجا كه مي بود بچه ها را دور هم جمع مي كردواين بارهم با مرگ خويش مي آيد تا به ما بگويد:بياييد تايك بار ديگر دور هم جمع شويم.كه به قول چالنگي بزرگ:ميراث گريه ،آه/در قوم من /سينه به سينه بود
بود.
