|
وحدت جوهر و عرض در شعر میتراییک |

سیروس رادمنش
بدون یک دیالکتیک [-آنچه نیچه به آن نمایش و آرایش می گوید -!]: (که برهانی دو جانبه برای سرانجامی دو جانبه و وحدت گرا باشد) نمی توان به ارزشی یکدست رسید. ..............................................
...................................
و بار چیده، اینکه «سیلان آگاهی» نیز به مباحث مربوط به میتراییزم باید افزوده شود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 12:9  توسط صادق كريمي
|
صادق كريمي: انسان خودي مدرن ادبيات خودش را ايجاد كند |
سرويس: فرهنگ و ادب 1387/10/24 01-13-2009 12:37:37 8710-00819: کد خبر | | |
|
خبرگزاري دانشجويان ايران - اهواز سرويس: فرهنگ و ادب
از منظر يك شاعر: انسان خودي مدرنْ رفتار كلامي و بياني خاص خود را دارد.
صادق
كريمي در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در
خوزستان اظهار كرد: انسان امروزي به سمت نوعي ديدگاه و رويكرد نوين ميرود
تا با توجه به آن ادبيات خودش را ايجاد كند. انسان خودي مدرن،
انساني كه در يك صد و اندي سال گذشته در تاريخ ايران سراغ داريم، ميان دو
قطب مدرن و سنتي در نوسان بوده اما حالا در اين فضاي جهانيانديش نسلي
متفاوت با بياني نو پا به عرصه شعر و انديشه نهاده است.
او با اشاره به اين كه انسان خودي مدرن رفتاري ميتراييكي با
جهان دارد كه براي اولين بار خودش را در حوزه شعر نمايانده است، بيان كرد:
همان طور كه پست مدرنيسم از معماري آغاز شد انسان خودي مدرن نيز حوزه
كلامي خود را از شعر آغاز كرده است. انسان ايراني تبارينهمند و
اسطورهگرا است و جهاني ميانديشد و ضرورتهاي تاريخي جهان باوري را در
حوزه آيين و معيشت و سياست قبول دارد و درك ميكند كه رفتار كلامي و
بياني خاص خود را دارد.
اين
شاعر اضافه كرد: او مرزهاي اسطوره و تاريخ را تفكيك كرده است؛ هم مدرن است
و هم خودي. نه تقيزاده است كه سر تا پا فرنگي بود و نه جلال آلاحمد كه
غرب را يك سره ميكوبيد. او انسان متعادلي است كه علقههاي مدرن و
مولفههاي خودي را ميبيند.
كريمي
با بيان اين كه انسان خودي مدرن چند سويي مينگرد، ابراز عقيده كرد: اگر
حوزه شعر را اولين آزمايشگاه اين رويكرد بدانيم، بايد حداقل دو مولفه در
بافت كلي اين شعرها جاري باشد؛ يكي خودي بودن به معناي تبار ايراني داشتن
و ديگري مدرن بودن. نه مانند شعر كارگاه براهني كه شعري پيوندي و غيرخودي
است و نه مانند كلاسيكها كه از مدرن گريزان هستند بلكه محملی است بزرگ براي نماياندن ادبيات گفتاري انسان ايراني مدرن.
وي در ادامه گفت: او نسلي است كه من آن را نسل خودي مدرن مينامم
چراكه در تمامي حوزههاي انديشه و تفكر و ساير مولفههاي هنري در حال
گستردگي است و پا به پاي ديگر مولفهها در تعادلي نسبي رخ مينماياند. اين
جا است كه به قول زنده ياد سيروس رادمنش كه ميگفت اسطوره من در همين
تاريخ بيهقي است، اسطوره من نيز در همين ادبيات گفتاري انسان خودي ايراني
است؛ مولفههاي تاريخيانگارانه، اسطوره محور كه داراي ضرباهنگ كيهاني و
عرفاني است، با طنزي تراژيك و غمي نوستالژيك رو به افقهاي امروز و فردا.
انتهاي پيام | |
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 20:35  توسط صادق كريمي
|
-
پیش در آمد:
وجه تسمیه میترائیزم:
-
برخی از اقتضائات اجتماعی، فرهنگی و ..
-
اقتضائات ادبی و افقهای شعر امروز:
-
برجستگی نمودهای عینی – اجتماعی
-
برجسته سازی عنصر ایرانی و سایر مولفه های ایرانیزه شده در شعر امروز.
-
موسیقی و ضرباهنگ
-
محتوا و موتیف.
-
طنز
-
تاریخ
-
-
اسطوره پردازی-اسطوره زدایی-اسطوره زدگی
-
-
ارجاعات و چالشهای بینامتنی
-
-
پرداختن به مقوله زبان
به قلم : صادق کریمی
-
چاپ شده درهفته نامه همدلی /ویژه
نوروز۸۵
................................................................
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 15:36  توسط صادق كريمي
|

زنده یاد سیروس :درپیشانی و ناصیه این پسر آدمی بزرگ رامی بینم-
"کمان ایرانی " !
شعري از زنده ياد سيروس رادمنش
(.....) برای اندوه صادق کریمی {درغم ازدست دادن فرحنازپورقاسم /24شهریور84}
*************************************************
که دشت
کم ازلیلا نبود
وطره های نیم خیس
درتب کمان
***
قوس بودواندکی قزح
به قاب خود
وآرش نیم هلاکم
آموخت
***
--کمان ایرانی
می توانستم آیا
طی کنم ازواسطه ها اٌ
تقطیع
که آن گردو
دوایربهتی شد
زیرابروان
***
حالا آن خلاصم، درتیر
نیم شبان وصخره گان
درهرچه لال صخره ها
***
می دانی اما
آنکه دشتم آموخت
دراین جلگه های فراخ –فراخ
خود،چگونه خفت ؟!
***
نفس ازبوی کوه می گیری
تا نرگسانِ دشت من
همین طرح مختصر
به ترکشی تک
***
پس مگوها آمد
پوچ های خطادرتیر؛
رٌخان پوشیده درکجاوه های واویلا
پس کجای چارانگشت رابگویم فاصله
{میان گوش وچشم !؟}
***
فاصله،اندک شد
و سرنوشت {--آن ستاره ی بردربازه }
به نیست ، حلالم کرد
ای هلاکِ تک!
***
راستی را،بخشش کجاست
وقتی ایثار ازحق آرش گذشت
:او که ترکه کمان بود
و فرصت
مجالِ مام!
***
پس شست او چه بخششی کرده است
درگاهنگام پوک گردوها
***
هنوز، اما شکیبا
درپیشاورد کشیده ها
چون سرخگلی
درخون بهار
******************************
سیروس رادمنش /24شهریور84/اهواز/پاساژ
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 22:8  توسط صادق كريمي
|
شما جناب آقاي محسن مرادي خودتان از نويسندگان و شاعران متبحر اين استان
هستيد و مي دانيد كه خلق الاساعه و يك شبه كسي را نمي توان شاعر كرد يعني اين
كه من يا رامين يوسفي يا... شبي با كوله باري از كتاب يا نمونه شعر برويم پيش
منتقدي و از فردايش همه ميترائيكي شعر بگوييم. حداقل يك دهه كار مستمر و
متناوب در اين خصوص لازم است كه منتقدي كارها را ببيند و بعد نامي روي آن
بگذارد كه خصيصه هاي مشتركي داشته باشد.
من آقاي رامين يوسفي را براي اولين بار در شهريور 83 ديدم . حشر و نشر ان
۷-۶ نفر به خاطر جغرافياي مشترک بود.۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 22:21  توسط صادق كريمي
|

اما هسته ي مركزي اين جنبش ، با حضور مغتنم صادق كريمي ( با
تاثيراتي كه از وجوه قوي اسطوره شناسي ، در جمع گذاشت ) ، رضا
بختياري اصل ( با پشتوانه و شناخت غني ادبيات كلاسيك و نقد ادبي
تاثير گذار بود ) و شهريار شهرياري ( كه با آوردن فلسفه تاثيرات
خود را گذاشت ). همچنين نوعي تقسيم كار سرايشي بين كار دوستان
صورت گرفته است :
شعر شهريار شهرياري ، وجه فلسفي شعر ميتراييك ، شعر رضا
بختياري اصل وجه طنز شعر اين جنبش ، شعر صادق كريمي ، با
برجسته سازي وجوه تاريخ كهن و اسطوره و نقد اجتماعي ، شعر
اميد حلالي با پرداختن به اسطوره ، آيين ، كالبد شكافي بخش جنايي
تاريخ معاصر ...............
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 14:15  توسط صادق كريمي
|