ورطه اگزيستانس EXISTENCE به قلم رضا بختیاری اصل
( باز خواني شعر capital، سرودهي «صادق كريمي»)
*شعرهاي اخير صادق كريمي نشان از كوشش و تلاش شاعري دارد كه با درك نظرهاي انتقادي ديگر شاعران و دريافت اينكه شعرهاي قبلش هنوز كاستيهايي دارند، رو به منظرهاي جديدي كرده است. كه چهره شعرش را از درون آنها زيباتر نشان مي دهد....
اگر صادق كريمي با آخرين پياده جهان زبان و بيان شعرش را فقط و فقط به داوري گذاشت، با شعرهاي جديدش كه اندكي در نشريات چاپ شده و ميشوند، تثبيت خواهد شد و من بر اين نظر صايبام و مي توانم مثالهاي متعددي از شعرهاي پس از كتاب اول او بياورم كه مصداق اين گفتهام باشد. CAPITAL نخست يادآور اثر كارل ماركس است و فرايند تبديل و تبدل جوامع را از كمونهاي اوليه به امپرياليزم به وضوح نشان مي دهد. ...
كريمي تيزترين انتقاداتش را به وضع موجود نشانه مي رود و سير اقتصاد بازار را كه همواره همچون ديگر مقولهها كه سطحي پياده شده اند به چالش ميكشد:
/ نزديك است :«w.c» به بخش خصوصي واگذار شود»
با اين طنر گروتسكوار او ميخواهد بگوييد كه سرمايهداري در اينجا حتي به فضولات انساني هم كه بياهميتترين و كمارزشترين پس ماندههاي آدمي است چنگ مي اندازد.
ادامه مطلب
